خرید بک لینک
کاش میدونستم دنیا از دید یه کر و لال چجوریه ! جه ژني قوربان له  تواو باورمه ندان وه  ئيسلام مواره ک بێت      وا قوربانه ئه ي به  قوربان ھاي له کوێ جه ژني باوڕداره کانه،ئه ي بێ باوڕھاي له کوێ؟!   وه ک ئيسماعيل، بووم به  قورباني خه ياڵت نه  فريشته نه ندايک، ئه ي به قوربان ھاي له کوێ؟!   کاني چاوم ئاوي نه ما، خوێن ئه بارێ له سه رجه سته م ھه وري تاسه م ھاته گيريان ئه ي به قوربان ھاي له کوێ؟!   له م شه وه جه ژنه، شين و گيريانه ماڵي ئه م شێته کوڕه که نيشک له يادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 18:54

کاش میدونستم دنیا از دید یه کر و لال چجوریه ! تلخ ترین خاطرات زندگیم همین اولای مهر بود معلم می آمد و تک تک می پرسید اسم و شغل پدرهارانوبت من که میرسید سرخ میشدم تب میکردم میلرزیدم بغض کودکانه ام شکسته میشد گریه گریه گریه حالا دیگر نیش خند بچە های ته کلاس بماند! از آن روز دیگر نه من نه خواهرم هیچ وقت اولین روز مهر را مدرسه نرفتیم.اول مهر را با بی مهری درگوشه ی از اتاق،خودمان را حبس میکردیم و پا به پای هم برای مهر پدر و بغض در گلو گیر کرده ی مادر گریه میکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 18:54

کاش میدونستم دنیا از دید یه کر و لال چجوریه !  وێنە: تەنیا پارکی شار /کاک میلاد / بۆ دووری یار ...لە دارستانی چپ و چۆڵی ئەوینجێژوانێک پڕ لە تەنیاییدەنگی بایە قوشماڵ ئاوایی پەپوولەکان هەناسەیکی سارد  گەڵاڕێزانێکیش لە فرمیسک ئای پاییز !  م/ لەیلاخ    نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان ۱۳۹۵ ساعت 17:36 توسط مهدی جوانمردی  |  توبیمارستان به دنیا اومدم ...از بچگی بزرگ شدم ...چنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 18:54

 بعضی وقتها فکر میکنم که دارم در فضای مسمومآرزوهای توهم زایم خفه میشوم ،فکر میکنم قایق زندگی بیست و چند سالگیم در دریای عمیق بلند پروازی هایم دارد غرق میشود... فکر میکنم که ادامه دادن چنین وضعیتی حماقت محض است !فقط دارم وابستگی ایجاد میکنم،با چرندیاتم،احساساتم دارم ادای آدمهای رمانتیک را در می آورم.شایدم رمانتیک باشم آخه آدمهای رمانتیک بی شعور و احمقند.وابسته میشوند زودبه آدمها به حرفها به صداهابعضی وقتها فکر میکنم هیچوقت به آخرین انار رمان معروف بختیار علی نمیرسیم ،نه من نە ئەوین ونە هیچکدام از اعضای گروە مبهم و ناشناخته ی بدون اسم اکیپ سیارمان ...ئەوین ؟!اکیپ سیار ؟!ئەوین را نمی شناسید ؟ دختری از جنس باران با چشمانی سیاە و موهای بلند ، با افکار و اعتقاداتی لبریز از عشق و محبت و البتە منحصر و متفاوت . در دنیای شیرین رویاهایمان در لابەلای صفحات رمان  بختیار علی زیر آخرین انار دنیا در یک غروب بارانی   همزمان با سریاس صبحدم و لاو لاو سپید و شادریای سپید، سوگند و پیمان خواهر و برادری را یاد کردیم سنتهای دیرینه ی سرزمین نفرین شده مان را شکستیم آخە من عاشق خواهرچهار ساله ی مجازیم شدم چرا تعجب میکنید هر برادری باید عاشق خواهرش باشد عاشق حرفهایش چشمانش اصلا شعر  شعرا،افکار فلاسفە، میزگرد سیاسی ها،آسمان ، زمین آن کوه های سر بە فلک کشیدە همه و همه باید لبریز از عشق لبریز از محبت باشند. راستش را  بخواهید خواستم عاشق آن اوی دیگر هم بشوم ولی در پرتگاهی رهایم کرد همان دختری کە چند سال انتظار آمدنش را کشیدم آن دختری که نیامده رفت دختری کە در یک ظهر تابستان در سخت ترین شرایط با دنیایی مشکلات وافسردگی تنهایم گذاشت دختری که دیگر باید ....داشتم از ئەوینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 15:16

برای دختران سرزمینم نه...دوست ندارم سکوتت را حرف های نگفته ات را بغض های در گلوگیر کردەات را نە...دوست ندارم چهرەی پریشان و غمگینت را بساز و بسوزهایت را انزوای همیشگی ات را نه...دوست ندارم شکسته شدن هایت را پژمردگیهای درونی ات را افکار دفن شدەات را نە ... دوست ندارم تو ای مستورەی تاریخ تو ای جیلان کوهستانادامه مطلب

برچسب: برای,دختران,سرزمینم, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:54

ناوی شەهید هەر وەک لووتکەی قەندیل بەرزە ناوی ئەوان یادی ئەوان دڵی دوژمن دەخاتە لەرزە ئای پاییز ... خەمی گەڵا مردووەکان بەس نەبوو خەمی بێ هێلانەیی باڵندەکان بەس نەبوو خەمی چیا چپ و چۆڵەکان بەس نەبوو خەمی کانیاوە وشکەکان بەس نەبوو ئای پاییز ... خەمی یار و خەمی یادی دڵدارەکان بەس نەبوو خەمی جێژوان و شووشە عەتری عاشقەکان بە س نەبوو ئای پاییز ... خەمی ئاسک و خەمی کۆتر و خەمی پەپوولەکان بەس نەبووادامه مطلب

برچسب: هەڵفڕینی,کۆتری,ئاشتی,ئاسمانی,وڵاتەکەم, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 3:54

شەهید سیروان ئاریۆ لەیلاخ دوارە تەقەی تفەنگدوارە بۆنی بارووتدوارە ڕەنگی خوێن دوارە وڕەی سەگ دوارە لوورەی گورگ دوارە ئاسکێکی تر خوێنی ڕژادوارە پەپوولەیەک باڵی سووتادوارە فرمێسکی دایکدوارە هەناسەی باوکدوارە دەنگێکی تردوارە درسیمێ ترچیایەک ترهاوڕێیەک ترسیروانێک ترلەیلاخێک ترشەهید کراشەهید کراشەهیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 22:37

آتشسوزی در مدرسه دخترانه روستای شینآباد (از توابع پیرانشهر) یکی از سلسله آتشسوزیها به دلیل نقصتجهیزات گرمایشی در مدارس ایران در روز چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۱ است. در این حادثه ۲۹ دانشآموز دختر دچار سوختگی شدند که دو نفر از آنها بر اثر شدت جراحات واردە فوت کردند. همچنین انگشتان سه تن از دانشآموزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 22:37

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 22:37

ببینید مادر یکی از خواستە ها وآرزوهای پسر شما همین بودە او به کرات در دست نوشته هایش در لابه لای صفحات کتابهایش نوشته بود این آرزو را شهید شدن را بارها گفتە بود دوست دارم جانم را برای ملتم فدا کنم در راە آرمان های سرزمینم شهید بشوم یا حداقل مثل یک شهید از این دنیا بروم خواستەی کە شما دارین مانعش میشین میدونید کە الان پسرتون از دستتون ناراحتە ؟ میدونید کە الان گریە میکنە؟ میدونید کە الان خدا هم دارە بغضش میگیره ؟ میدونید که ...؟! میدونید اگر اعضای پسرتون رو اهدا کنین روح پسرتون، احساسش، اعتقاداتش به زندگیش ادامه میده مادرجيغ کشيد و به صورتش چنگ انداخت. پرستارها دستانش را گرفته بودند و او را روي زمين مي کشيدند مادر روی جسد بی جان پسر بیهوش میشود می افتد و بخواب میرود خوابی عمیق و ژرف در خواب میبیند چهره ی غمگین پسرش را میبیند که گوشه ی دو زانو کز کرده و به هق هق افتاده کمی آنطرف تر چند فرشته هم برای پسر به گریه افتاده بودند آن بالا بالاها هم خدا بغضش گرفته بود! مادر از خواب بیدار میشود با عشق وضو میگیرد چادر گلدارش را سر میکند مادر کم کم آرام شدە بود شايد با ماجرا کنار آمدە بود.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 22:42

نه...دوست ندارم سکوتت را حرف های نگفته ات را بغض های در گلوگیر کردەات را نە...دوست ندارم چهرەی پریشان و غمگینت را بساز و بسوزهایت را گوشه گیری هایت را نه...دوست ندارم از ریخت افتادن هایت را شکسته شدن هایت را افکار دفن شدەات را نە ... دوست ندارم تو ای مستورەی تاریخ تو ای جیلان کوهستان تو ای زیلان سرزمینم تو،تبلوری از مقدس ترین های پاک ترین های دوست دارم ببافی موهایت را سرخ کنی لبانت را سورمە بکشی چشمانت را دوست دارم بخوانی کتاب را شعر را آواز را سیاست را دوست دارم بنویسی احساس را زندگی را روحت را جسمت را دوست دارم فریاد بزنی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:39

جه ژنتان پیرۆز گه ردنم ئازاد که ن و گه ردنتان ئازاد بێت __________________________________________________________________ جه ژن ناکه م تا نه تبينم ئاخر تۆ ئێستا دووري له من نا جه ژن ناکه م تا نه گري ده ستم تا نه ڵي تۆي ھه ناسه کم تا نه ڵي ده مرم بۆت و بمره بۆم ئاخر مه رجي جه ژن مانگ بينينه ده ي من چي بکه م تاوانم چييه به خوا گوڵم بروابکه تۆ ھه ميشه مانگي مني ادامه مطلب

برچسب: جه ژنی ره مه زانتان پیرۆز, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:03

بعضی وقتا خیلی بیشتر از بینهایت خیالاتی میشوم ... در سکوت همیشگی خانه ی خودمان در تاریکی اتاق خشکم میزند و غرق در اقیانوس نا آرام افکارم میشوم تجسم میکنم دنیای با هم بودن و در کنار هم بودن را دنیایه من و تو مثلا کوله هایمان را بسته ایم و عزم هایمان را جزم وقرارمان تنھا پارک شھر تو سکوت میکنی ... سکوتی سنگین ... سکوتی لبریز از ترس از دلهره من با نگاهم التماست میکنم ... وعده های با هم بودنت برای هم بودنت را یادآوری میکنم دستهای دخترانه ات را میفشارم و تو ھم دستهای عروسکت از این شهر و از این جغرافیا و از این گورستان پر از سکوت و پر از بغض های در گلو گیر کرده دورادامه مطلب

برچسب: طعم شیرین خیال,طعم شیرین خیال گروه دال,طعم شیرین خیال دال,طعم شیرین خیال فیلم کامل,طعم شیرین خیال دانلود,طعم شیرین خیال نقد,طعم شیرین خیال کامل,طعم شیرین خیال آپارات,طعم شیرین خیال بازیگران,طعم شیرین خیال شهاب حسینی, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:03

قرار بود من باشم و تو باشی و یک دنیای رویای قرار بود من یک ....... بشوم تو هم .... قرار بود شبها تا خود صبح زیر درخت توت حیاطمان برایت شعر بخوانم قرار بود غرق در نگاه هم شویم قرار بود تکیه گاهم شوی قرار بود مشکلات گورشان را گم کنند قرار بود غم و غصه در اقیانوس چشمانت غرق شوند قرار بود با هم ... قرار بود ... قرار بود ... قرار بود ... قرار بود ... کاش اینقد زود قرارهایمان را خراب نمیکردی کاش نیامده نمیرفتی کاش ... کاش ... دل همین است دیگر احساس همین است دیگر مزخرف بودن همین است دیگر می نشیند و برای خودش رویا می بافد هی آرزو میکند آرزوهای پوچ و توهم زا ولکن دل است دیگر .. این ادامه مطلب

برچسب: قرار بود سر بی گناه,قرار بود ما بجنگیم شما,قرار بود بمونی کنار غرورم,قرار بود پویا بیاتی,قرار بود,قرار بود به انگلیسی,قرار بود بمونی,قرار بود به دلها,قرار بود بمونی کنارم,قرار بوده تو شاد باشی, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:03

همه چیز از آن نگاه شروع شده بود با اولین نگاه دلش را باخته بود عاشق شده بود ! عشق ؟! عاشقی ؟! ولی او که .... خب دل است دیگر آدمی گاهی وقتها عاشق چیزهایی میشود که نباید بشود از چیزهای خوشش میایید که نباید بیایید و ... و... و... ای کاش آن روز او را نمیدید کاش ... کاش... کاش... پدر بزرگش همیشه میگفت نگاه کردن به نامحرم تیری زهر آلود از طرف شیطان است آن روزها پدر بزرگ و افکارش را سنتی و خرافی میپنداشت غافل از حال و روز امروزش ... پدر بزرگش راست میگفت آن نگاه خیلی زهر آلود بود! ولی او که نامحرم نبود او محرم اسرارش شده بود محرم حرف های نگفته اش یار تنهایی هایش یار روزهای خوبادامه مطلب

برچسب: تولد مرگ,تولد مرگ علی بابا,تولد مرگم,تولد مرگ فرشاد پیکسل,تولد مرگ علی بابا متن,مرگ تولد دوباره,تولد و مرگ ستارگان,اهنگ تولد مرگ علی بابا,تولد و مرگ,جشن تولد مرگمو برای تو, نویسنده: باربد نصیری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 17:03

صفحه بندی