قرار بود من باشم و تو باشی و یک دنیای رویای
قرار بود من یک ....... بشوم تو هم ....
قرار بود شبها تا خود صبح زیر درخت توت حیاطمان برایت شعر بخوانم
قرار بود غرق در نگاه هم شویم
قرار بود تکیه گاهم شوی
قرار بود مشکلات گورشان را گم کنند
قرار بود غم و غصه در اقیانوس چشمانت غرق شوند
قرار بود با هم ...
قرار بود ...
قرار بود ...
قرار بود ...
قرار بود ...
کاش اینقد زود قرارهایمان را خراب نمیکردی
کاش نیامده نمیرفتی
کاش ...
کاش ...
دل همین است دیگر
احساس همین است دیگر
مزخرف بودن همین است دیگر
می نشیند و برای خودش رویا می بافد
هی آرزو میکند آرزوهای پوچ و توهم زا
ولکن دل است دیگر .. این حرفها سرش نمی شود می شود ؟
بگو
بگو
دخترمان را چه کنم ؟
گریه هایش
عروسکش
آره من خیال بافم
من احساسیم
من رمانتیکم
آدم های رمانتیک شعور ندارند! نمی فهمند که
عشق های پوشالی فقط در کتابها جذابیت دارند
در عالم واقع زجر آورند زجر آور
بگو
بگو
حالا من چه کنم با این همه دلتنگی و خروار خروار حرف نگفته
حرفهای تلمبار شده در تاریک خانه ی دلم
دلم را چه کنم که دلتنگت میشود
دلتنگ چشمانت
نگاهت
خنده ات
تو بگو چه کنم ؟؟
گفتی برو دنبال زندگیت
بختهای در انتظار کارشان را خوب بلدند
گفتی سرنوشت ...
گفتی ...
گفتی ...
ولکن بگذار سرنوشت راهش را برود
بگذار
بگذار
یعنی دیگر هیچ راهی نمانده بود؟؟
هیچ راهی
هیچ !!
کاش میدانستی
حرفهایت
نگاه هایت
چقدر امیدوارم کرده بود
به زندگی
به آینده
به ...
اما حالا چه ؟
شکسته تر و افسرده تر از قبل
تنهاتر
بیکس تر
حالا چه کنم با تنهایی هایم با نبودنت ؟؟
کاش میدانستی چقدر ...
کاش میدانستی که تنها تنهایی در کلبه تنهایی هایم
بدون تو
با خاطراتت
با مهربانی هایت
نجابتت
دق میکنم
میمیرم
میمیرم
کاش میدانستی ...
کاش میدانستی ...
کاش میدانستی ...
(من ... خودم ... او ! در اوج تنھايي ,,, دلتنگي و ,,,,)
برچسب: قرار بود سر بی گناه,قرار بود ما بجنگیم شما,قرار بود بمونی کنار غرورم,قرار بود پویا بیاتی,قرار بود,قرار بود به انگلیسی,قرار بود بمونی,قرار بود به دلها,قرار بود بمونی کنارم,قرار بوده تو شاد باشی,
نویسنده: باربد نصیری